محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
501
اكسير اعظم ( فارسى )
كه در كلف مسطور شد . و اگر از آن منقطع گردد بايد كه آن را اول سوزن بزنند تا خون از آن برآيد پس به سركه و گلاب بشويند و مكرر اين عمل نمايند تا خون بتمامه برآيد بعده ادويهء جاليه كه در باب كلف مذكور شد طلا كنند ليكن خالى كه رنگ او به رنگ توت سرخ باشد از آن تعرض نيايد كرد زيرا كه آن اكثر متولد در اطراف شرائين بود پس تعرض آن به آهن يا به ادويهء حاده مودى بنزف الدم و هلاكت گردد چنانچه طبرى حكايت كرده كه شخصى را در بغداد ديدم كه بالاى ساق او بر كنارهء شريان خال بود و از قطع او شريان منقطع شد و خون بسيار برآمد و هلاك گرديد بهر آنكه بر داغ او تمكن نداشت . ابن نوح گويد كه در خيلان بگيرند پودينهء كوهى و در هاون با صلايهء رصاص به سركه بسايند و بر موضع آن طلا كنند و يا بگيرند پوست كدو شيرين و به سركه سوده بر نهند و يا شاخ انگور تر بسوزند و رطوبتى كه از آن سيلان كند بر آن طلا نمايند و هر طلا كه استعمال كنند بعد حمام يا تكميد به آب گرم بايد . ابن الياس گويد كه علاج خيلان و برش و نمش فصد قيفال و اخراج خون به حسب قوت است بعده اسهال به مطبوخ افتيمون و غاريقون و حب ايارج و لوغاذيا و ماء الجبن مقوى به افتيمون و اصلاح حال اخلاط بتناول اغذيه محموده مثل نخوداب و آب و مغز بادام و لحوم تيهو و ماكيان و حملان و زردهء تخم مرغ نيم برشت و ادامت حمام و ترطيب مزاج و بعد تنقيه اطليه كه در كلف مذكور شد طلا نمايند و يا قويتر از آن به كار برند و بايد كه بعد طلا تعاهد بدلك موضع از آبى كه در آن سبوس و پرسياوشان جوشانيده باشند بايد كرد . و گاهى خيلان غليظ باشد و به اطليه تحليل نشود و محتاج بخلانيدن سوزن و اخراج خون و شستن به سركه و نمك و بعد از آن تضميد به اطليه كلف باشد . خجندى گويد كه معالجه نمش و برش و خيلان به اخراج خون از فصد به قدر قوت و احتياج و نوشانيدن ماء الجبن به سكنجبين يا ترنجبين مقوى به افتيمون بايد ادامت حمام و ترطيب مزاج بعد نضج پس اسهال به مطبوخ افتيمون مقوى بغاريقون و ايارجات و مطب خات و هليلجات و افتيمون و شاهتره باشد و اطليهء مذكوره در بهق اسود طلا كنند و گاهى اين امراض از دفع بحرانى بود چنانچه اگر مادهء او با وجود دمويت غليظتر باشد و اين صاحبان تب را گاهى در جميع بدن بود و گاهى مختص به اطراف ايشان باشد وشم عبارت است از آنكه جلد را بسوزنها بزنند و سرمه يا نيل در آن پر نمايند و نطرون يا سياهى يا آب گندنا و جز آن بمالند تا آنجا نقطهاى كبود يا سبز پديد آيد و اين عمل اكثر زنان هنود بر سلبيل زينت مىكنند . علاج : اگر خواهند كه آن را دور كنند بايد كه اول بنطرون و آب گرم آن را بمالند بعد از آن علك البطم به عسل نرم كرده بر آن نهند و سه روز بسته دارند بعده بگشايند و نمك خوب بمالند و بعد علك البطم بر آن بندند تا آنكه سياهى وشم بتمامه دور شود . و اگر امثال اين دوا فائده نكند عسل بلادر و ديگر ادويه بر آن نهند و بر جاى عسل بلادر سوزن بزنند تا اثر بلادر خوب فروتر رود و بعد زوال آن به مراهم مندمل سازند و دو دوائى كه در باب كلف در قول شيخ گذشت نيز وشم را قلع نمايد . ابو منصور گويد كه اين طلا بر آن نمايند كه خون ميت را نيز نيكو است چون بدان طلا كنند بگيرند زرنيخ زرد يك جزو سنگ سرمه و كندر هر يك نيم جزو و بسايند و با سركه براى وشم و به آب گشنيز تر بر دم ميت طلا بالاى طلا ده بار در يك روز نمايند همچنين سه روز بعده بنطرون شسته اعادهء تدبير كنند و سوزن بزنند و بر آن اشخار و آهك پاشيده بندند يا داغ نهند اگر كوچك باشد و يا ببورق بشويند و بر آن صمغ صنوبر نهند و تا ده روز بگذارند بعده بگشايند و يا به ورق و عسل بگيرند و بر آن نهند . ابن الياس گويد كه بگيرند نطرون و كندش و صمغ اجاص مساوى و كوفته بيخته بسركهء كهنه و عسل به سرشند و بر موضع طلا كنند . گيلانى گويد كه اين دوا قلع وشم كند بگيرند صابون و در آب اشخار حل كرده بدان بر موضع وشم كتابت نمايند كه قلع كند و الا ادويهء حادهء قالعه چون ديگ بر ديگ و فلدفيون و غير آن طلا كنند بعد از آن معالجهء قرحه نمايند خضرت و سواد گاهى سبزى و سياهى به سبب مردن خون زير جلد به موضعى حادث شود و اين به سبب ضربه يا سقطه بود كه رگ باريك آنجا زير جلد بشكافد و خون از آن برآيد و منجمد گردد و يا از خارج جراحتى افتد در پوست و رگ و خون بفراغت نيايد و زير پوست جمع شود چنانچه بعد از فصد ضيق مشهود مىگردد . علاج : بعد سكون حرارت و الم ضربه و سقطه برگ كرنب يا ترب يا پودينهء سبز يا زرنيخ و اشق و يا نطرون سرخ و سركه ضماد كنند . و اگر اين كفايت نكند آن موضع را بسوزن بزنند و خون از آن پاك كنند اگر جامد نباشد . و اگر جامد بود و سائل نشود جلد را از يك جانب بنوك نشتر شق كرده از آن جدا كنند پس آن را به آهستگى از سوزن بيرون آرند بعد از آن موضع را نمك بمالند و بنطرون و علك البطم ضماد كنند و سبزى كه بعد از فصد حادث شود از بستن خشكه گرم و نان گرم زائل مىگردد . و به قول جرجانى انجير به سركه تر كرده اثر خون را كه در جلد مانده باشد زائل كند . اقوال اطبا : [ سويدى ] سويدى گويد كه ضماد عسل مخلوط بنمك و كذا زاج محلول به آب و كذا مرزنجوش و كذا كنجد و كذا آرد ترمس مطبوخ و كذا زفت و دقاق كندر و كذا كمافيطوس و كذا جرجير به عسل و نمك و كذا صبر و كذا زوفاى خشك و كذا پودينه دشتى و كذا آرد حلبه پخته و شرب و ضماد حاشا هر واحد مزيل آثار ضرب است . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج اين بر وجوه است آنچه بعض متأخرين اختيار كردهاند فصد مريض و نوشانيدن اين مطبوخ است آب عنب الثعلب و آب باديان برآورده عناب بزرگ در آن بجوشانند بعدها فشرده خيارشنبر و ترنجبين حسب واجب در آن